total_pages=1 جاکا

بین المللی

رفیق کایپاکایا یکی از آگاه ترین، برجسته ترین و شجاع ترین رهبران جنبش کمونیستی ترکیه و منطقه است که زحمتکشان و کمونیست های ترکیه را علیه حاکمین استثمارگر و مستبد ترکیه و در میان آشفته بازاری از خط و خطوط انحرافی و رویزیونیستی متشکل کرد و حزب نوینی بر مبنای پیشرفته ترین درک از مارکسیسم تا آن زمان را به همراه یارانش بنیاد نهادند. آگاهی، برجستگی و شجاعت ابراهیم کایپاکایا محصول آگاهی او از مارکسیسم انقلابی، ماتریالیسم دیالکتیک و علم انقلاب بود که در انقلاب فرهنگی پرولتری چین تبلور یافته بود. به واقع خط انقلابی و حزبی که ابراهیم و یارانش بنیان نهادند، همانگونه که خود گفته بود «محصول انقلاب فرهنگی پرولتری » بود، همان انقلابی که در سرلوحه مبارزات انقلابی دهه ۶۰ میلادی در جهان قرار داشت.
اول ماه مه، روزجهانی کارگر را در شرایطی برگزار می کنیم که توده های زحمتکش و ستمدیده ما دو سال پر تلاطم مبارزاتی علیه رژیم جمهوری اسلامی را پشت سر نهاده است. در این دو سال زنان مبارزات پیشرو و الهام بخشی را علیه یکی از زن ستیزترین رژیم های تاریخ به پیش بردند و حمایت زنان ستمدیده و مردمان زحمتکش در عرصه جهانی را با خود همراه کردند.
مروری بر استراتژی اسرائیل و حامیان امپریالیست اش:
۹ سپتامبر ۱۹۷۶مائوتسه دون رهبر و آموزگار بزرگ پرولتاریای جهان در پکن درگذشت. با مرگ مائو بزرگترین دستاورد انقلابی ای که پرولتاریا یعنی دولتی پرولتری به آن رسیده بود در معرض خطر قرار گرفت و به فاصله کوتاهی بعد از مرگ او این دستاورد عظیم پرولتاریای بین المللی و مردم جهان مورد هجوم گسترده رهروان راه سرمایه داری، یعنی بورژوازی نوخاسته درچین قرار گرفت و از طرف بورژوازی امپریالیستی در سطح جهان بی دریغ حمایت شد.
تحولاتی که در قزاقستان به دنبال اعتراضات توده ای در اول سال نو میلادی بوقوع پیوست ربط مستقیمی به تغییر و تحولات در افغانستان داشته و عواقب آن منطقه آسیای میانه و همچنین ایران و افغانستان را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. این اعتراضات توسط قدرت حاکم به شدت سرکوب شد اما با تغییرات مهمی در ساختار سیاسی این کشور همراه بود و در حدت تضادهای منطقه ای و جهانی امپریالیست ها نقش داشت.
سایت منجنیق در فلاخن شماره ۲۴۹ خود که بصورت نسخه پی دی اف بدست ما رسیده به نوبه خود با طرح سئوال « با حماس چه کنیم» تلاش کرده نقطه نظرات خود را در رابطه با نسل کشی در فلسطین و نیروهای درگیر در آن بیان کند. ما نیز در پرتو نقد این نوشته تلاش داریم به سئوالاتی که در مقدمه این نوشته طرح شده است پاسخ گوئیم. فلاخن مخاطبان و نیروهای چپ را به اجتناب از بحث های سلبی فرا می خواند و به واقع گرایی و بحث های ایجابی دعوت می کند. این که باید از واقعیت ها آغاز کرد امر مثبتی است، اما به واقعیات نه آن گونه که در ظاهر هستند، بلکه باید به درون آن نفوذ کرد، تضاد های واقعی را با روش دیالکتیکی بیرون کشید و در ارتباط با محیط پیرامون مورد بررسی قرار داد. فلاخن برای پاسخ به اینکه «با حماس چه کنیم؟» تلاش می کند با مقدمه های طولانی و بحث های حاشیه ای و پیچاندن مسایل حرف خود را بصورت ناروشن و متناقص بیان کند.